تبليغاتX
پيرسوك

پيرسوك

 

 

قرار نبود دیگر به این وبلاگ سر بزنم اما فردا تولد بانویی است که مرا مجبور می کند با احترام تمام این شعر را تقدیم کنم به مهربانیها و بزرگواریهایش . فقط برای اینکه ‍بگویم هیچ وقت تاریخ تولدت فراموش نمی شود حتا اگر نباشی ....تولدت مبارک بانوی سربه زیر.

 

 

فردا به میلاد تو و بهار و باغچه می رویم

فردا خورشید به احترام تو بر می خیزد و

دیگر زمین جایی برای آدمهای برفی تنها نخواهد بود

فردا فریادهای من از دیوارهای خانه می گذرد

صدای من به آسمان می رسد و تمام فال های خوب حضرت حافظ

تعبیر خواهد شد .

تو می آیی و در تولدی دیگر آتش می زنیم به جان شمع و بخت های بد...

 

فردا تا دلت بخواهد

بهانه برای بوسیدن داریم...

+نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1390ساعت10:11 بعد از ظهرتوسط ابراهیم قائدی | |

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی ( حضرت سعدی )

.............................................................................. 

وقتی مردم مهم نیست , کجا مرا به خاک می سپاری

فقط 

خاطره ام را در ذهن خلوتی رها کن

هر جا  که باشم

برایت خواهم سوخت ...

این وصیتی از سر آسودگی نیست

تنهائیه ناگزیریست  که فردا به استقبالمان خواهد آمد...

..............................................................................

دیگر فرصتی برای نوشتن نیست


 دست کاغذ ها را می گیرم و به دیدنت می آیم 

 دلتنگیت در هیچ کتابی نمیگنجد .


..............................................................................

+نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین1390ساعت1:1 قبل از ظهرتوسط ابراهیم قائدی | |