|
قرار نبود دیگر به این وبلاگ سر بزنم اما فردا تولد بانویی است که مرا مجبور می کند با احترام تمام این شعر را تقدیم کنم به مهربانیها و بزرگواریهایش
فردا به میلاد تو و بهار و باغچه می رویم فردا خورشید به احترام تو بر می خیزد و دیگر زمین جایی برای آدمهای برفی تنها نخواهد بود فردا فریادهای من از دیوارهای خانه می گذرد صدای من به آسمان می رسد و تمام فال های خوب حضرت حافظ تعبیر خواهد شد .تو می آیی و در تولدی دیگر آتش می زنیم به جان شمع و بخت های بد ...
فردا تا دلت بخواهد بهانه برای بوسیدن داریم...
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی ( حضرت سعدی )
.............................................................................. وقتی مردم مهم نیست , کجا مرا به خاک می سپاری فقط خاطره ام را در ذهن خلوتی رها کن هر جا که باشم برایت خواهم سوخت ... این وصیتی از سر آسودگی نیست تنهائیه ناگزیریست که فردا به استقبالمان خواهد آمد... .............................................................................. دیگر فرصتی برای نوشتن نیست دلتنگیت در هیچ کتابی نمیگنجد .
|
About
Home
|