|
روی دمم پا می گذارم , بالا مي روم , سر مي خورم / با ABS/ دماغم كمانه مي كند . دردهايم پاره نمي شود به هر جان كندني شده خيابانها را ميمكم و با عابران هضم مي شوم. پرت هم كه شوم , تالاپ , مي افتم توي چشمات . دوباره همان آش و كاسه بوق مي زند پا مي گذارم روي دمت .
تمام فریادم لای تار عنکبوتی که در گلویم لانه دارد بال بال می زند و در کفشهایم , قورباغه اي بالغ , مي خواند و مي خواند . حتا پا در هواترين ديالوگم به بيضه هايتان نرسيد تا زبانم , ميان مرگهايي دم بريده باطل شود . به اقبال جيغ هيچ گياهي خوش بين نيستم شايد براي خوشبختي ام المثني صادر كنم تا وامدار عزراييل هم نباشم .
تو انسانی هستی که تنها کمی آدم نیستی . و الا مثل تمام آدمها دستهایت بوی خشت میدهد . از حرفم دلخفه نشو فرشته بودن سخت است .
به نام خدا یک بار خوانش تو کافی است تا تمام عمر چراغ خاموش بروم . حیف حیف از دوست داشتنهایمان که سقط کردی و اجاق مرا تا همیشه کور . چهار سال مانده تا سی سالگی ام و مثل تمام همیشگی ام هر جور حرف بزنم و هر حرف را هرجور میلنگم . کاش بغضها عصایی بود .... تا با کورتاژت نی افتم . ............................................................................................................................... آسمان باردار تیرگی ابرهاست و خورشید , نیمه جان , از روزنی کوچک همراه با باران می تابد. موسم توله کردن گرگهاست . ............................................................................................................................... بعد از گذشت سالها , وقتي وارد حيات خونمون ميشم , حضور غريب كسي رو احساس مي كنم كه دلواپس من بود و آشناي نخلهاي توي ايوون . مثل تمام بعد از ظهرهاي جنوب گرم بود و گرم . خيلي وقتا دلم برا تشر زدنهاش , دعوا كردنهاش , حتا غر زدنهاش هم تنگ مي شه..... با رفتنت حسرتي تلخ در من رسوخ كرد و رسوب يادم رفت بگويم : هميشه "دوستت دارم " در دهانم قفل ميشد . كاش كليد سازي بلد بودي......
|
About
Home
|