|
نان را از من بگیر , اگر مي خواهي
هوا را از من بگير اما خنده ات را نه ... (پابلو نرودا)
تهران , شهر عشق و عاشقی من آمدم , یکسال دیرتر... نه به خود خواهی ,,, که به خون خواهی (دیالوگ فیلم تهران روزگار نو) *********** روزها به سختی می گذرند...یکسالی می شود . چنان که گاهی مردن بهترین راه زیستن است.اما به آینده امیدواریم و با هم گریه می کنیم مثل بچه ها... بگذار دنیا کار خودش را بکند. همیشه جایی برای رسیدن هست . حتااگرآنجا ... از دنیا دلگیرم از مردم ...در این دنیای بی درو پیکر که هیچ کس به فکر ما نیست تو هم گاهی تنهایم میگذاری تویی که قرار بود همدمم باشی و همراهم ...با من حرف بزن .این درخواست بزرگی نیست.کاش می شد ببینمت. چقدر آرزوهایمان کوچکند..... نمیدانم می توانم یا نه ... هیچ انگیز ه ای برای شعر ندارم....تلاش می کنم حسش بیاید.. شاید همین فردا به روز شدم با شعری.
|
About
Home
|